مؤلف مجهول

66

هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى )

فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا « 1 » . و بيان آن اين است كه اگر در خارج ذهن - كه آسمان و زمين است - دو واجب باشد ، لازم مىآيد كه يك ممكن موجود نشود . پس فاسد مىشود نظام وجود ؛ و لازم باطل است ؛ پس همچنين ملزوم - كه فساد نظام وجود است - باطل است . و بيان ملازمت آن است كه اگر فرض كنيم دو اللّه تعالى را كه هردو واجب الوجود باشند ، شكّ نيست كه ممكنات بالتّمام مساوى باشند نسبت به آن دو واجب الوجود و هريك را قدرت هست بر جميع ممكنات در وقتى كه تمامند در مؤثّريت . پس در « 2 » محلّ اگر يافت شود ممكنى ، خالى از آن نيست كه يكى از اين الهين مؤثّر است يا هردو ؛ و هردو قسم باطل است . زيرا كه اگر يك اللّه مؤثّر باشد در ممكن ، لازم مىآيد ترجيح بلا مرجّح ؛ و اگر الهين معا مؤثّر باشند ، لازم مىآيد اجتماع دو علّت تامّ بر معلول واحد شخصى ؛ و آن هردو قسم محال است به حسب عقل . و نيز اگر دو اللّه مساوى باشند در وجود و اراده ، هرآينه « 3 » جايز است كه يك اللّه اراده كند وجود زيد ممكن و ديگرى اراده كند عدم وجود اين زيد در يك حال و يك زمان و يك مكان . يا آنكه هردو مساوىاند در واجب الوجود بودن و در مصلحت ايجاد و عدم ژزيد ؛ و حال از اين خالى نيست كه يا « 4 » حاصل مىشود مراد هردو معا ؛ و يا « 5 » حاصل نمىشود مراد يكى از اين هردو يا حاصل مىشود مراد يكى و حاصل نمىشود مراد ديگرى ؛ و اين هرسه قسم بالتّمام باطل است . از براى آنكه اوّل مستلزم اجتماع

--> ( 1 ) . « اگر در آسمانها و زمين چند خداى بود ، فاسد مىشدند » انبياء / 22 . ( 2 ) . س : اين . ( 3 ) . س : + نمىشود . ( 4 ) . س : - يا . ( 5 ) . س : - و يا .